تبليغاتX
Education for Life and Death
اگر چشماني براي ديدن داشته باشي شگفت زده مي شوي:‌ حتي يك گدا نيز گدا نيست. او هم يك انسان است. او هم طعم عشق را چشيده و عصباني شده است. او هم هزار و يك چيز ديگر را از سر گذرانده است كه حتي پادشاهان نيز ممكن است به حال او غبطه بخورند. ارزشمند است كه زندگي گدا را مطالعه كرد، مشاهده كرد و از آن شناختي حاصل كرد، زيرا او نيز امكاني از زندگي توست. هرانساني با امكاناتي زندگي مي كند و امكاني را به واقعيت دگرگون مي كند. تمام اين امكانات در تو نيز هست. تو مي تواني يك آدولف هيتلر شوي يا يك مسيح- هردو در به رويت گشوده اند. يكي از اين دو در وارد مي شود، ديگري از آن در. از اين رو من همانقدر علاقمند بودا هستم، نيز علاقمند مسيح و يا هيتلر و يهودا و ... هستم. اگر تو اين را بفهمي تمام عالم دانشگاه تو مي شود. معناي دقيق دانشگاه همين است، زيرا از واژه universe  (‌جهان هستي )‌ گرفته شده است. آنگاه تمام موقعيتها، به فرصتي براي رشد و تحول تبديل مي شود. آهسته آهسته خودت را مي آفريني. ما در شكل يك مكان و فرصت به دنيا مي آييم،‌همه چيز به ما بسته است. اينكه مي خواهيم چه شويم، اينكه نتيجه چه مي شود..اشو
+ نوشته شده توسط افشین خلج در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت |
زندگی همواره و همواره یك تداوم است . هیچ مقصد نهایی ای برای رفتن و رسیدن وجود ندارد . صرفاً زیارت ، صرفاً خود سفر یعنی زندگی ،‌نه رسیدن به نقطه ای یا هدفی خاص – صرفاً رقصیدن و در زیارت بودن ،‌حركت كردن شادمانه ، بدون نگرانی راجع به هیچ مقصدی . وقتی به مقصد رسیدی چكار خواهی كرد ؟ هیچكس این سؤال را نكرده ، زیرا همه سعی می كنند در زندگی به مقصدی برسند . اما فكر كن ... اگر واقعاً به مقصد زندگی برسی ، آن وقت چه ؟ آن وقت خیلی نگران و دستپاچه خواهی بود . حالا هیچ جایی برای رفتن نیست ... به مقصد نهایی رسیده ای – در سفر همه چیز را از دست داده ای . باید همه چیز را از دست می دادی . پس حالا كه عریان در مقصد نهایی ایستاده ای ، همچون ابلهی به اطراف می نگری : مقصد كجا بود ؟ آن همه عجله داشتی ،‌آن همه نگران بودی ، و حالا نتیجه اش این است...اشو
+ نوشته شده توسط افشین خلج در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت |
رابطه به خودي خود پيش نمي آيد. بايد به آن كمك كنيد تا روي دهد. در مورد رابطه ها هميشه مي توان مسووليت را به گردن ديگران انداخت

 «‌ هيچكس اهميت نمي دهد. من احساسي نسبت به كسي ندارم. پس چه كنم؟ »

 اما همه اينها عميقا با هم مرتبط هستند. اگر حركت كنيد، ‌احساس خواهيد كرد،‌ اگر احساس كنيد،‌ بيشتر حركت خواهيد كرد. اينها به يكديگر كمك مي كنند و هركس بايد از جايي شروع كند. دنيا پر از افراد نيكي است كه آماده برقرار كردن ارتباط هستند. همه به دنبال عشق هستند. پس آماده باشيد. كمي برون گرا و در دسترس باشيد. در غير اينصورت، ‌هيچ اتفاقي نخواهد افتاد. عشق و ارتباط،‌ مثل دو بال هستند. با يك بال نمي توان پرواز كرد...اشو

+ نوشته شده توسط افشین خلج در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت |
بايد به ياد داشت كساني كه با آنها كار مي كنيم،‌ به درون ما اهميت نمي دهند. چگونگي حال درون ما، مسووليت خود ماست.

ديگران هم مسوول حال درون خود هستند. همكاران شما همانند همه  مردم، ‌از جمله خود شما،‌ داراي احوال منفي خاص خود، ‌مشكلات و نگرانيهاي خود هستند. وقتي با كسي كار مي كنيد،‌ نبايد اين احوال را به ميان آوريد. زيرا اگر اين احوال مطرح شوند، امواج منفي  با خود مي آورند و موجب مي شوند فرد مقابل هم احوال منفي خود را بروز دهد و اين فرآيندي بي انتها خواهد شد. اگرحال منفي داريد، كاري انجام دهيد

 براي مثال ، ‌در مورد يك موضوع بسيار منفي چيزي روي كاغذ بنويسيد و بعد كاغذ را بسوزانيد و يا به يك بالش مشت بزنيد و آنرا پرت كنيد. مي توانيد به شدت پايكوبي كنيد. به هر صورت بايد آن حال را تخليه كنيد؛‌ زيرا مشكل شماست. گاهي از همكاران خود بپرسيد،‌ آيا منفي بوده ايد و به آنها آسيب رسانده يد؟‌ زيرا گاهي بدون آنكه بدانيد، ‌منفي مي شويد. رفتارهاي كوچك،‌ حتي يك كلمه و گاهي سكوت هم مي تواند آسيب زننده باشد. حتي نحوه نگاه كردن شما به كسي مي تواند آزار دهنده باشد.  پس گهگاه از ديگران تقاضاي بخشش كنيد. به آنها بگوييد:‌ « بايد صادق باشم. به من بگوآيا موجب رنجش تو شده ام؟ ‌زيرا من هم يك انسان هستم و ممكن است دچار اشتباه شوم. پس بايد خطاهاي خود را اصلاح كنم. »...اشو

+ نوشته شده توسط افشین خلج در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 و ساعت |
چگونه مي‌‌توانيم سال 88 را به شگفت‌انگيزترين سال زندگي خود تبديل كنيم؟ رازش در اين است كه اگر بخواهيم در سال 88 به دستاوردهايي برسيم كه قبلا نداشتيم؛

 بايد به انساني تبديل شويم كه قبلا نبوديم.  

 


رابطه شگفت‌انگيز بين انسان و زندگي، بشارت‌دهنده اين واقعيت است كه براي خوب زندگي كردن بايد يك نسخه جديد و خوب‌تري از خود بسازيم و به كائنات عرضه كنيم تا در جهان هستي به زندگي بهتري برسيم، زيرا يك زندگي شگفت‌انگيز را يك انسان شگفت‌انگيز مي‌‌سازد و كائنات به شگفتي‌هاي يك انسان‌ شگفت‌انگيز عكس‌العمل نشان مي‌‌دهد.
اينكه چگونه مي‌‌توانيم سال 88 را به بهترين سال زندگي خود تبديل كنيم به اين نكته برمي‌گردد كه چگونه مي‌ توانيم در سال 88 يك انسان بسيار زيبا و توانمندي از خود بسازيم و به جهان هستي عرضه كنيم.
آري سخن از يك تغيير است، يك تغيير استراتژيك و بنيادي در وجود، تغيير در باورها، تغيير در شخصيت، تغيير در روحيه و تغيير در نگاه! حال چگونه اين تغييرها را به طور مداوم، اصولي و ماندگار در خود به وجود آوريم. بهترين راه براي ايجاد تغييرات مثبت در خود اين است كه عادت‌هاي بد را از خود دور كنيم و عادت‌هاي خوب جديدي را در خود به وجود آوريم، زيرا هميشه عادت‌ها سرچشمه انديشه‌ها و رفتارهاي ما هستند.
رهايي از عادت‌هاي بد و ايجاد عادت‌هاي خوب در انسان با استفاده از اصلي به نام ديسيپلين يا انضباط فردي صورت مي‌‌گيرد. ديسيپلين يا انضباط فردي، ما را مقيد مي‌‌كند كه به هر قيمت ممكن و حتي علي رغم ميل باطني‌مان به انجام كاري تن دهيم يا از انجام كار بدي سرباز زنيم و بدين سان با اصلاح ساختار عملكردمان بتوانيم به رفتارهاي درست همت كنيم و به دستاوردهاي زيباتري برسيم و اين مكانيزم تغيير در خود و تغيير در زندگي است


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط افشین خلج در شنبه پانزدهم فروردین 1388 و ساعت |

سال جدید زمان مناسبی است برای ایجاد تغییر و تحول در زندگی

 ولی عموماً کلیه تصمیمات و برنامه ریزی های جدید تا آخر فروردین به دست فراموشی سپرده می شوند. اگر این اتفاق به طور پیاپی برای شما رخ داده است، باید بدانید که مبتلا به سندرم بی ارادگی هستید. با بدبینی و بی توجهی به اهداف خود نگاه می کنید و همین امر باعث می شود که نتوانید آنها را عملی سازید. در تلاطم دیدگاه "ما اینجوری هستیم، چون اینطوری آفریده شده ایم" گیر می کنید، در یک چرخه ی بی توجهی گیر می افتید و انرژی خود را هدر می دهید. با نگاه دقیقتر به این قضیه متوجه می شویم که اگر دارای دیسیپلین فردی باشیم و کلیه تصمیمات خود را عملی کنیم، می توانید به اهداف خود برسیم.

اما انضباط فردی چیست؟

انضباط فردی به کدهای اخلاقی باز می گردد که فرد برای خود تجویز می کند. وی با اتکا به این کدهای اخلاقی می تواند برای انجام یک کار در جهان و یا برای گسترش و بکارگیری یک الگوی خاص رفتاری تحت هر شرایطی اقدام کند. به عنوان مثال اگر من تصمیم بگیرم که 5 کیلو وزنم را کم کنم و این کار را در یک بازه ی زمانی 3 ماهه انجام دهم، مطمئناً نیازمند انضباط فردی هستم. از سوی دیگر زمانیکه تصمیم می گیرم از قانون طلایی: "همانطور که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند خودت هم با آنها همانطور رفتار کن" پیروی کنم، آنوقت خودم را مقرر کرده ام که یک رفتار تایید شده را در خصوصیات اخلاقی خود بگنجانم.

می توان اظهار داشت که انضباط فردی یک کد رفتاری است که فرد برای خود معین می کند و از آن تحت هر شرایطی پیروی می کند تا به هدف خاصی که در ذهن دارد برسد.

خلق هدف

هدف عبارت است از خواست و اراده قوی برای رسیدن به مطلوبی خاص که با انجام اعمال آگاهانه برای دستیابی به نتیجه همراه است. پافشاری برای رسیدن به هدفی خاص مبین میزان اهمیت آن هدف است. در مثالی که ذکر شد هدف شما این است که 5 کیلو طی 3 ماه کم کنید. برای اینکه این میل درونی را به یک هدف تبدیل کنید باید اشتیاق زیادی نسبت به آن داشته باشید. اشتیاق چگونه بوجود می آید؟ خودتان را مجسم کنید که به هدف مورد نظر رسیده اید، همه احساسات خوب و مثبتی که از این موفقیت به شما دست می دهد را در ذهن خود بازآفرینی کنید. زمانیکه چنین تصویری در ذهن خودآگاه شما خلق شد، ذهن و جسم بر روی آن مسئله پافشاری می کنند. همچنین با استفاده از جملات تاکیدی مثبت اشتیاق خود را افزایش دهید: "من، اسم خودتان را بگویید، با وزن فعلی 70 کیلو تا 30 خرداد 1388 به 65 کیلو می رسم. به این خاطر که می خواهم سالم باشم، زیبا و جذاب به نظر برسم و زندگی پرباری داشته باشم".

برقراری ارتباط میان عوامل مختلف

برای رسیدن به انضباط فردی باید میان کلیه ی فاکتورهای دخیل در رساندن شما به نتیجه ارتباط برقرار کنید. به عنوان مثال برای کاهش وزن، ایجاد ارتباط یعنی برقراری ارتباط میان رژیم، مواد غذایی مصرفی، ورزش، لذت آنی، میل و رغبت، درد گرسنگی و لذت رسیدن به نتیجه. زمانیکه این اتصال میان عوامل مختلف این امر ایجاد شد، آنوقت می توانیم تصمیم بگیریم که چه عواملی در این میان می توانند به ما کمک کنند و چه عواملی مانع راه و مسدود کننده مسیر ما هستند. بنابراین باید لیستی از باید ها و نبایدها تهیه کرده و روی آن کار کنید. عوامل مثبت و منفی همیشه باید در یک خط تعادل قرار داشته باشند تا ما بتوانیم به هدف خود دست پیدا کنیم.

برنامه ریزی

برنامه متشکل از کارهایی است که باید به طور روزانه برای رسیدن به اهداف خود انجام دهیم. باید از همان جایی که هستیم شروع کنیم. برای کاهش وزن، ورزش کردن یکی از مواردی است که باید اجرا کنیم. برنامه ورزشی ما بستگی به شکل و فرم فعلی بدنمان دارد. اگر اصولاً ورزش نکرده ایم و بعد یکمرتبه تصمیم بگیریم که روزی 1 ساعت در باشگاه تمرین های سنگین داشته باشیم، چیزی نخواهد گذشت که از این برنامه خسته می شویم و قادر به ادامه دادن نخواهیم بود. برای تنظیم یک برنامه فردی مفید ما باید ابتدا نگاه درستی از وضعیت جسمانی فعلی خود داشته باشیم. این برنامه باید از کم شروع شود و به مرور زمان و در طول 3 ماه شدیدتر شود. هر روز باید یک حرکت جدید به ورزش ها اضافه شود تا پس از 3 ماه بدن به حد مطلوب خود برسد.

برنامه هر کس با دیگری متفاوت بوده و مربوط به خودش می باشد. برنامه ریزی شاید کار دشواری نباشد اما مسئله ای که در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار می باشد تعهد به اجرای برنامه است. اگر برنامه سخت و اجرای آن قدری دشوار باشد، نهایتاً منجر به انصراف از اجرای آن می شود. به همین دلیل کاملاً منطقی است که گاهی برنامه ها را تعدیل کرده و تغییراتی در آن ایجاد نمایید و وقتی به آن عادت کردید کم کم خودتان را به هدفی که در ذهن دارید نزدیک کنید. برای برنامه ریزی باید اطلاعات کافی داشته باشیم بنابراین بد نیست حتما یک مربی، راهنما، و یا مشاور داشته باشیم تا همیشه در مسیر درست باقی بمانیم.

تمرین و ممارست

بدون اینکه به هدف فکر کنید، کارهایی را که در ذهن دارید برای خود به عنوان نمونه تمرینی انجام دهید. اهداف افراد موقتی هستند و به همین دلیل چسبیدن به یک هدف سبب ایجاد نوعی محدودیت می شود. زمانیکه ذهن شما بر روی هدفی خاص تاکید می کند مطمئن باشید که مراحل رسیدن به هدف سیر طبیعی خود را طی می کنند و دیگر دلیلی وجود ندارد که به آنها بچسبید. در این شرایط تمرین بر روی موارد دیگر سبب می شود انضباط فردی شما به عنوان یک خصوصیت اخلاقی به تعقیب اهداف دیگر بپردازد. آنچنان که انسانها هم به صورت خودآگاه و هم ناخودآگاه همواره به دنبال لذت بوده و از درد و رنج گریزان هستند یک نیروی درونی آنها را نسبت به تعقیب اهدافشان ترغیب می کند. بنابراین نمی توان هیچ شروع و یا پایانی برای تلاش به منظور رسیدن به اهداف قائل شد و باید دانست که تمرین و ممارست یکی از مهمترین قسمت های انضباط فردی محسوب می شوند.

تمرین و ممارست باید از یک روند آهسته و پیوسته برخوردار باشد. این امر نیازمند حمایت، حرارت، غیرت، تعصب، ذوق، و اشتیاق می باشد. زمانیکه شما یک چنین صفاتی را در حین تمرین از خود نشان بدهید، آنوقت روند کارتان خود به خود مداوم، ثابت و پایدار می شود. زمانیکه این مسئله در وجود شما تحکیم پیدا کند و به صورت یک عادت دربیاید، تمرین و ممارست تبدیل به یک روند طبیعی در زندگی می شود. اینجاست که تلاش و کوشش زحمت زیادی محسوب نمی شوند این امر در زندگی تان جاودانه می شود.

زمانیکه پس از یک بازه زمانی معین تمرین ها در وجود شما به شکل یک عادت در آمدند، تمرکز و توجه کامل شما همراه با اشتیاق و میل رغبت درونی روی اهدافتان معطوف می شود، و بخودی خود به صورت یک نتیجه ی درونی خو را آشکار می سازند. دیگر لازم نیست که هر روز تلاش و تقلا کنید و از نیروی اراده خود کمک بگیرید و در جستجوی انگیزه و سایر انشعابات احساسی باشید. حلقه فیزیک بدنی شما شبیه به نوعی اعتیاد عمل می کند که پس از یک مدت تکرار آن کار را به صورت طبیعی انجام می دهد و شما را بدون زحمت به سمت اهدافتان هدایت می نماید.

جشن گرفتن

جشن گرفتی عملی برای ابراز شادی و تقدیر و تشکر است و سبب درونی سازی موفقیت ها می شود. کسانیکه موفقیت های خود را جشن نمی گیرند، نگاه خشکی نسبت به زندگی دارند و احساس می کنند که هر بار سخت تر و شدیدتر باید خودشان را به سوی اهدافشان هل بدهند. بدون وجود شادی، هیجان، و لذت تنها خاطره کار و تلاش سخت در ذهن باقی می ماند، چیزی که باعث می شود انگیزه شما از میان برود.

جشن گرفتن می تواند عملی معنادار باشد. همچنین می توانید آنرا با تقسیم احساسات خوب با دوستان، همکاران، و نزدیکان و عزیزان همراه کنید. یادداشت برداری از خاطرات خوب و نوشتن در مورد موفقیت ها و تشکر فردی از خودتان هم از اهمیت بالایی برخوردار است. یادداشت برداری و خاطره نویسی موفقیت هایتان را ثبت می کند و هر بار خواندن آنها انرژی تازه ای به شما می دهد.

برنامه روزانه برای دستیابی به دیسیپلین فردی

زمان بیدار شدن از خواب

فعالیت های زمان بیداری

فعالیت بدنی، تمرکز روی تنفس و مدیتیشن

تشکر، تصدیق، و تائید

خلق آرزوی روز

فعالیت های روزانه حداقل یکی

فعالیتی به منظور نزدیکتر کردن شما به اهدافتان

گذراندن وقتی در کنار خانواده و کسانیکه دوستشان می دارید

مطالعه

وقت آزاد

گزارش وقایع روزانه

قدردانی و سپاس

انجام یک چنین برنامه ای مانند آنچه در بالا به آن اشاره کردیم آن هم به صورت روزانه و تکرار مکرر آن سبب ایجاد انضباط فردی می شود که ما را به منشاء خود وصل کرده و سبب می شود که به اهدافمان برسیم، همیشه از زندگی راضی و خوشنود باشیم و شادی و خوشی را به زندگی خود و اطرافیانمان وارد کنیم. برای تجربه این کار باید آن را امتحان کنید. موفق باشید!!

برگرفته از سایت مردمان.نت

+ نوشته شده توسط افشین خلج در شنبه هفدهم اسفند 1387 و ساعت |
تعهد را نمي توان تحمل كرد. اين يكي از مشكلات در روابط ميان انسانهاست.

 مردها بيشتر نياز به آزادي دارند تا عشق و زنها بيشتر به عشق نيز دارند تا آزادي. اين مشكل در روابط تمامي زوجها در سراسر دنيا وجود دارد. زن اصلا نگران آزادي اش نيست. او اگر بتواند از فرد مقابل يك برده بسازد، ‌حاضر خواهد بود تا آخر عمر برده باقي بماند.

 او آماده است تا هرگونه تعهدي را قبول كند؛ ‌البته اگر بتواند تعهدي را به فرد مقابل تحميل كند. او آماده است در زندان زندگي كند، اگر فرد مقابل حاضر باشد در يك سلول تاريك روزگار بگذراند. مردها حاضرند حتي عشق را قرباني آزادي خود سازند. مرد دوست دارد زير آسمان آبي – حتي تنها – زندگي كند. او با عشق مشكلي ندارد، ولي همين عشق مي تواند تبديل به زندان شود؛ مشكل اينجاست. تقاضاي تعهد بيش از حد يا آزادي بيش از حد، هردو از خامي است. گاهي بايد نسبت به ديگران احساس تعهد كرد، ولي هنگاميكه متوجه مي شويد به آزادي بيشتري نياز داريد، لازم است تعهدها را رها كنيد. هنگاميكه مرد نياز زوجش براي تعهد را درك مي كند، بايد آزادي هاي خود را ناديده بگيرد. اگر عشق وجود داشته باشد، اندكي از خودگذشتگي نيز وجود خواهد داشت. و اگر عشقي نباشد، بهتر است از هم جدا شويد.

+ نوشته شده توسط افشین خلج در دوشنبه پنجم اسفند 1387 و ساعت |
در اكثر مقالات،مجلات و فیلمها گفته میشود كه زن و مردبرای شاد بودن به زیستن در كنار یكدیـگـر نـیـاز دارنـد امـا گاهی اوقات افراد به دلایلی توانایی ازدواج را نداشته و به ناچار به زندگی مجردی می پردازند. خبر خوب برای چنین اشخاصی این است كه همانطور كه ازدواج دارای محاسنو فوایدی بسیاری است، مجردبودن هم برای خود مزایایی دارد كه بیان آنها خالی از لطف نمی باشد.زندگی مجردی لبریز از آزادیهایی است كه تصورش ممكـن است مشكل بنظر برسد. در این بخش به 10 دلیل اصلـی برای مجرد بودن اشاره می كنیم.

 


شماره 10


مجبور نیستید بداخلاقیها، نق زدنها و سرزنشها را تحمل كنید                         آیا بخاطر می آورید چند هزار نفر را دیده اید كه به خـاطر دلایل غیر قابل فهم و رفتارهای تحمل ناپذیر همسرشان سر به كوه و بیابان زده اند. از اینكـه قـربـانـی خلق و خوی غیر قابل فهم كسی نیستید و از آرامشی كه حاصل عدم وجود نق زدنها است، لذت ببرید.


شماره 9


می توانید بدون نگرانی وزن خود را افزایش دهید                                            همانطور كه می توانید زمان بیشتری را در باشگاه ورزشی خود سپری كنید، همچنـین قادر خواهید بود اندكی مسائل جسمانی را راحت تر گرفته و زیاد در قیـد و بـند ظاهرتان نباشید. تا زمانی كه نخواهید به یك میهمانی مجلل بروید، دیگر نیازی نخواهیـد داشـت كـه هـر روز خـودتـان را شـبـیه آلن دلون یا جنیفر لوپز دربیاورید. راحت باشید و به سراق آن تـیـشرت و پـیـراهن نـخ نما و مورد علاقه خود رفته و آنرا بپوشید. از ایـنـكه می توانید گه گاهی ژولیده و نا مرتب باشید لذت ببرید. فقط زیاده روی نكنید تا زمـانی كـه تصمیم به ازدواج گرفتید مجبور به كاهش یكباره وزن اضافه خود نگردید.


شماره 8


می توانید  استقلال و آزادی خود را مورد تقدیر قرار دهید                                میتوانید از وقت آزاد خود برای لذت بردن از تنهایی و خود سازی استفاده نمایید. مـجـرد بـودن شـما را مـجـبور بـه انجام كارهایی مانند آشپزی، شستن لباسها و مـرتـب كـردن تخت خواب میكند. مهارت یافتن در انجام كارهای مختلف باعث تكامل و پخـتـگی شـما شده و هنگامی كه تصمیم به وارد شدن به بازار مكاره عاشقی میگیرید، برگ برنده ای در دستان شما محسوب خواهد شد.


 


شماره 7


می توانید دارایی های خود را كنترل نمایید                                                     اگر ازدواج كرده باشید می دانید كه دیـر یا زود مـقـدار قـابـل تـوجـی از بودجه شما صرف هزینه های  نگهداری از همسرتان می گردد. دوران تجرد یك آزادی كامل مالی را بدنبال داشته، و هرگز نگران پرداختن پول رستوران یا خریدن هدایا نخواهید بود.


با این حال توجه داشته باشید كه این به معنای پس انداز كـردن پـول تـلـقی نمی گردد. خلاف این موضوع نیز می تواند صادق باشد. چون ممكن است حتی شما پول بیشتری را صرف خریدن لباس، وسایل تجملی و دیگر مسائل نمایید. اما حداقل صـاحـب و اربـاب ریال به ریالی هستید كه پرداخت می كنید.


شماره 6


برای انجام فعالیتها از وقت بیشتری برخوردارید                                             وقتی مجرد هسـتید، دلـیـلی بـرای یك گـوشـه نشستن و هیچ كاری انجام ندادن وجود نخواهد داشت. دوست دارید بدن سازی بروید؟ سازی بـنـوازید؟ در مـورد تماشای فیلم "مرگ سخت" برای یازدهمین بار چطور؟ چه كسی جلوی شما را می گیرید؟


حتی میتوانید بجای وقت گذاشتن بـرای نامـزد خود، بـا دوستانتان اوقات بسیار خوشی را در كوهستان بگذرانید.


شماره 5


مجبور نیستید عادات شخص دیگری را تحمل كنید                                           عادت كردید وقتی او از ماشین خودتراش شما برای زدن موهای پایش اسـتفاده میكند، با فروتنی هر چه تمام تر چشم پوشی كـنـیـد. روشـن كـردن شـمع هـای معطر در همه اتاقها دیگر قابل تحمل نیست. میتوانید با آرامش كامل بدون اینكه مجبور به تحمل خرخر كردن او باشید بخوابید و دیگر كسی نیست كه بدون اینكه ككش بگزد هـمه پـتـو را روی خودش انداختـه و شمـا را از آن مـحروم نـماید. بـجز خود شما هیچ فر دیگری وجود ندارد كه بخواهید به دلش راه بیایید. به بردباری و شكـیـبـایی خود استراحـتـی سزاوار هـدیـه نموده و در آرامش و راحتی زندگی كنید.


 


شماره 4


می توانید هر كاری را در هر موقعی كه بخواهید انجام دهید                           مجرد بودن شما را از انجام كارهای یكنواخت و حلقه محاصره عادات روزانه خارج میكند. زمـانی كـه تـوانش را دارید، شهامت بخرج دهید. بـا دوسـتـان خـود بـه مـاهـی گـیـری و سفرهای هیجان انگیز بروید. همه این كارها را بدون اینكه مجبور به جواب پس دادن بـه فرد دیگری باشید، می توانید انجام دهید. این نهایت و اوج آزادی است.


 


شماره 3


می توانید توجه خود را معطوف شغلتان گردانید                                             زندگی همانند یك بازی تردستی می ماند كه شما مجبورید همه عوامل و عـناصـر را در هوا نگه داشته در حین اینكه به هر كدام از آنها بطور یكسان توجه میكنید. اما اگر یـكی از این عناصر سقوط كرد و افتاد باید توان خود را معطوف بقیه نمایید. در زمان تجرد زمان زیادی برای اختصاص دادن به كار و حرفه خود خواهید داشت. میـتوانـید از این زمان برای ارتقای سطح شغلی و پیشرفت بیشتر استفاده نمایید. و لازم نـیـست نـگـران قـربـانـی كردن زندگی عشقیتان باشید، چرا كه مجرد و نیرومند هستید.


 


شماره 2


می توانید ارباب خودتان باشید                                                                       روابــط عاشـقانـه مـتـرادف بـا مـصـالـحه و سازش است. در نهایت برای برقراری آرامش و مساوات مجبور به فدا نـمودن چیزهایی كـه دوسـت داریـد خـواهیـد شـد - یـك مـسابقه فوتبال و یا پنیر اضـافی روی پـیـتـزایـتـان. از اوقـات تـجرد برای لذت بردن بیشتر از زندگی استفاده نمایید. در برخی معیارهای كوچك، خودپسندی برای نفس مفید است.


همچنین ارباب خـود بودن بمعنای این است كه مجبور به پاسخ دادن به كسی نخواهید بود. اینـكه بـه خـاطر همه مسائل و اتفاقات نیاز به جواب دادن و استنطاق شدن داشته باشید.


 


شماره 1


می توانید فرصتی برای پیدا كردن همسر ایده آل خود بدست آورید                 در ایام تجرد میـتـوانید سعی و تلاش خود را برای یافتن محبوب و معشوق حقیقی خود بكار ببندید. به عبارت دیگر با این كار از ازدواجهای عجولانه و نابخردانـه كـه مـمكن است یك عمر شما را به دردسـر انـداخـتـه و مـشـكـلات غیـر قابل جبرانی ایجاد كند، خودداری خواهید نمود.


مـتاسفانه برخی از افراد به دلایل نادرست زیر ممـكن اسـت نـسـنـجیده و بـدون در نـظر گرفتن فاكتورهای اصلی، اقدام به ازدواج نمایند:



  • رسیدن به سنی بخصوص
  • ازدواج كردن همه دوستان دیگر
  • ترس بخاطر از دست دادن نفر فعلی
  • عدم موفقیت آنچنانی در روابط پیشین و اینكه نفر فعلی اولین شخصی است كه علاقه نشان می دهد

با وقت گذاشتن و بررسی بیشتر در مورد عوامل و فاكتورهای ازدواج موفق می توانید از دوران تـجرد بـه عنـوان تـجـربه ای ارزشـمند برای شروع یك زندگی موفق و طولانی بهره ببرید.


روی درخشان تنهایی


هر چیزی دو رو دارد؛ خوب و بد. فقط كافی است بیاموزید كه چگونه می توان آن جـنـبـه خوب را تشخیص داده و شناسایی نمود. اجتماع اهمیت زیادی برای یافتن همسر قائـل است، چیزی كه هورمونهایتان شما را سریعا وادار به آن كار می كنند. دفعـه بـعـدی كــه احـسـاس نـمـودیـد كـه نـیـاز بـه همسر دارید، اما به دلایلی امكان ازدواج در شـما وجود نداشت، این 10 دلیل  را مرور كرده و از مجرد بودن خود لذت ببرید

+ نوشته شده توسط افشین خلج در شنبه دوازدهم بهمن 1387 و ساعت |
  گويا انسان يگانه حيواني است كه از تجربه درس نمي آموزد. حتي الاغها نيز از تجربه درس مي گيرند. اما آيا انسان مي تواند اين معجزه را به ثمر برساند !؟ انسان هزاران بار در يك گودال مي افتد چه رسد به يك يا دوبار. هر بار كه از كنار يك گودال رد مي شود داخل آن مي افتد! با خود مي گويد « بگذار يك بار ديگر امتحان كنم. شايد همه چيز تغيير كرده باشد. شايد اين همان گودال نباشد. من هماني نيستم كه بودم. خيلي چيزها عوض شده. آن موقع كه در گودال افتادم شب بود اما اين بار صبح است. فكر نمي كنم مشكلي وجود داشته باشد. بهتر است يكبار ديگر امتحان كنم. »

مردم هميشه از همه چيز نا خرسندند. ناخرسندي يك عادت شده است. نه اينكه اگر آنان پول بيشتر، خانه اي بزرگتر، همسري مناسبتر، فرزنداني بهتر يا شغلي ايده آل تر داشته باشند، خرسند خواهند شد- نه اينگونه نيست. هرچه هم داشته باشند، همچنان ناخرسند خواهند ماند. چه فقير باشند چه ثروتمند، همچنان ناخرسند خواهند ماند. ناخرسندي يكي از عادتهاي ذهن است. ذهن زندگي خود را از راه آن مي گذراند. طبيعت ذهن بگونه اي است كه ممكن نيست خرسند شود. وقتي از اين حقيقت آگاه شوي معجزه اي رخ مي دهد. آنگاه مي تواني ذهن را كنار بگذاري، زيرا ذهن، تو را هيچگاه خرسند نخواهد كرد. اين در طبيعتش نيست. بنابراين تو درجستجوي ناممكن هستي. اگر دريابي چرا ناخرسند هستي، اگر براي ناخرسندي خود بهانه اي پيدا نكني و آنرا عمل ذهن بداني، آنگاه مي تواني خود را از آن كنار بكشي. اين كار بسيار آسان است. فقط بايد آنرا ببيني. ذهنت را تماشا كن. به گذشته بنگر. بارها چنين پنداشته اي كه اگر به چيزي معين دست يابي خرسند خواهي شد و تو به آن دست يافتي و خرسند نشدي. مردم بارها و بارها در يك گودال مي افتند. پس ذهنت و تمام خطرهايي كه تو را گرفتار آنها مي كند تماشا كن. براي ايجاد يك دگرگوني چيزي لازم نيست مگر به تماشا نشستن ذهن. و از راه اين آگاهي، همه چيزي با پاي خود خواهد آمد. به آرامي و بدون هيچ تلاشي. 

براي گام گذاشتن در راه شادماني فقط بايد از تجربه هاي كه بدست آورده اي درس بگيري. اعمال ابلهانه اي چون خشم،‌ زياده خواهي، حسادت، مال پرستي را چندين بار تكرار نكن. زمان آن است كه آگاه، هشيارو بيدار شوي تا هر بار در دامهاي كهنه و قديمي نيفتي. آگاه و مراقب باش تا از تمام دامها رها شوي. لحظه اي خواهد رسيد كه در دام هيچ دامي نخواهي بود. آن لحظه، لحظه شادماني است. گلهاي شادماني از آسمان خواهد باريد و تو را غرق درخود خواهد ساخت. آنگاه زندگي ات هم براي خودت و هم براي ديگران منشا خير و بركت مي شود...اشو

+ نوشته شده توسط افشین خلج در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت |
زندگی از چیزهای کوچک تشکیل شده است که اگر عشق بورزی، به چیزهای بزرگی تبدیل می‎‎شوند. بعد همه چیز فوق‎‎العاده عالی و بی‎‎نظیر است. اگر خالی از عشق عمل کنی، آن وقت نفس مدام تلنگر می‎‎زند که «این از شأن تو به دور است. تو و نظافت؟ این در شأن تو نیست. یک کار بزرگ انجام بده. ژان دارک شو!» این‎‎ها همه‎‎اش جفنگیات است. همه‎‎ی ژان دارک‎‎ها یاوه‎‎اند.
نظافت کردن کار بزرگی است! خودنمایی را بگذار کنار. دنباله‎‎روی نفس نباش. هر وقت نفس آمد و تو را به انجام کارهای بزرگ تشویق کرد، فوراً به خودت بیا و نفس را رها کن و بعد کم کم در می‎‎یابی که چیزهای معمولی و پیش پا افتاده مقدس‎‎اند. هیچ چیزی زشت نیست. هیچ کاری قبیح نیست. همه چیز مقدس و متبرک است.
و تا وقتی همه چیز برایت مقدس نشده، زندگی تو نمی‎‎تواند الهی باشد. یک انسان مقدس، کسی که او را قدیس می‎‎خوانی نیست ـ چه بسا آن قدیس هوای نفس تو باشد، اما در نظرت قدیس بنماید، چون تو فکر می‎‎کنی کرامت‎‎های بزرگی از او سر زده است. انسان مقدس، انسانی معمولی است که به زندگی معمولی عشق می‎‎ورزد ـ به تکه تکه کردن چوب، حمل آب از چشمه، آشپزی ـ و به هر چه دست می‎‎زند قدسی می‎‎شود. نه از این رو که به کارهای بزرگی مبادرت می‎‎کند، بلکه هر کاری می‎‎کند،‌آن را به طرزی عالی انجام می‎‎دهد.
عظمت به کار انجام شده نیست. بزرگی، آگاهی‎‎یی است که تو حین انجام آن کار به ارمغان می‎‎آوری. امتحان کن! یک دانه شن را با عشقی عظیم لمس کن تا به کوه نور ـ به قطعه الماسی بزرگ ـ مبدل گردد. لبخندی بر لبانت بنشان و در یک چشم به هم زدن شاه یا ملکه‎‎‎‎ای هستی. بخند، شاد باش
باید هر لحظه از زندگی‎‎ات را با عشق مکاشفه گرانه‎‎ات دگرگون سازی.
وقتی می‎‎گویم خلاق باش، منظورم این نیست که همگی بروید و نقاشان و شاعران بزرگی شوید. صرفاً منظورم این است که اجازه دهی زندگی‎‎ات یک تابلوی نقاشی، یک غزل باشد. این را آویزه‎‎ی گوش کن، و گرنه نفس تو را به مخمصه می‎‎اندازد.
برو از جنایتکاران بپرس چطور شد دست خود را آلوده کردند ـ فقط به این دلیل که کار بزرگی پیدا نکرده بودند، که انجام دهند! نتوانسته بودند رئیس جمهور شوند ـ البته، همه که نمی‎‎‎‎توانند رئیس جمهور شوند ـ بنابراین رئیس جمهوری را زدند و کشتند؛ این آسان‎‎تر است. آن‎‎ها به اندازه‎‎ی یک رئیس جمهور مشهور شدند و با تمام مشخصات و عکس و تفصیلات در صفحه‎‎‎‎ی اول همه روزنامه‎‎ها حضور پیدا کردند.
همین چند ماه پیش از مردی که هفت تا آدم کشته بود، سوال کردند: «چرا دست به این کار زدی؟ تو که با این هفت نفر هیچ ارتباط خاصی نداشتی.» او گفت که می‎‎خواسته مشهور شود و هیچ روزنامه‎‎ای حاضر نشده شعرها و مقاله‎‎هایش را چاپ کند؛ همه جا با در بسته مواجه شده و هیچ کس حاضر نبوده عکس او را چاپ کند و مگر آدم چند بار به دنیا می‎‎آید؟ این بود که مجبور شد دستش را به خون هفت نفر آلوده کند. آن‎‎ها ارتباط یا نسبتی با او نداشتند، او هیچ خرده حسابی با آن‎‎ها نداشت، فقط می‎‎خواست مشهور شود!


نویسنده: باگوان اشو راجنیش
مترجم: مرجان فرجی

+ نوشته شده توسط افشین خلج در جمعه بیستم دی 1387 و ساعت |